محمد مهدى ملايرى
256
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يكديگر كارى دشوار نيست . از شرح مفصّلى كه فردوسى دربارهء سرگذشت بهرام و جنگها و دلاوريهاى او در ايران و تركستان و از آغاز تا انجام كارش ، و همچنين دربارهء سرگذشت خواهرش گردويه و دلاوريهاى او ، از بعد از كشته شدن بهرام تا بازگشت او به تيسفون و رويدادهاى ديگرى در حاشيهء اين وقايع ، آورده و مفصّلترين روايت دربارهء او است ، به خوبى برمىآيد كه فردوسى يا گردآورندگان شاهنامه بهجز تاريخ رسمى ساسانى مثل خداىنامه و يا نوشتههاى ديگر ، اين داستان بهرام چوبين را هم در اختيار داشتهاند ، و مطالبى كه در اين زمينه منحصرا در شاهنامه مىتوان يافت از همان نسخهء اصلى اين داستان در آن راه يافته است . در مؤلفات تاريخى و ادبى عربى هم ، بهجز سرگذشت اصلى بهرام ، مطالبى مىتوان يافت كه آنها هم بازتابى از اين داستان و از ترجمهء عربى آن تواند بود . مانند داستان دلاوريهاى او در تركستان چين كه شمّهاى از آن گذشت ، و مانند داستانى كه طبرى از تيراندازى او نقل كرده ، كه با يك تير پادشاه ترك را از پاى درآورد و سپاه تركان را بشكست . و گويد كه در كشور ايران سه تير از سه كس به نام است . يكى تير آرش در جنگ منوچهر و افراسياب ، و ديگر تير سوخرا در جنگ با تركان ، و سوم همين تير بهرام چوبين كه چنان آثارى بهبار آورد . « 1 » شهرت و نامآورى بهرام در تيراندازى به پايهاى بوده كه در اين زمينه حتّى داستانهائى افسانهمانند هم دربارهء او در مآخذ اسلامى روايت شده ، مانند حكايتى كه در كتاب البيزرة تأليف بازيار خليفهء فاطمى العزيز باللّه كه در قرن چهارم هجرى تأليف شده آمده است « 2 » . و به سبب همين نام و آوازهء او در تيراندازى بوده كه كتابى را كه در فن تيراندازى در فارسى وجود داشته و در دوران اسلامى از زبان فارسى به عربى برگردانده شده ، و ابن النديم آن را به نام « آيين الرّمى » ذكر كرده ، بعضىها به همين بهرام چوبين نسبت دادهاند . ابن النديم در جايى كه از اين
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 3 - 992 . ( 2 ) - كتاب البيزره به تصحيح محمّد كرد على ، مطبوعات المجمع العلمى العربى ، بدمشق ، 1372 ه . ق . ، ص 29 - 30 .